تولد پسر کوچولوم
سلام عزیز دل مامان میخوام برات شروع کنم بگم که چجوری پاهای قشنگتو گذاشتی تو دنیا اره عزیزم نه ماه گذشت و تو کم کم اماده امدن شده بودی 28 مهر ساعت11 شب نشسته بودیم همگی شام میخوردیم همیشه هم تو عادت داشتی شام که میخوردم شروع میکردی به فوتبال بازی کردن دست و پاهای قشنگ و کوچولوتو تکون میدادی اونشب هر چی مننظر شدم ازت خبری نشد رو پهلو خوابیدم بازم جوابمو ندادی چای و نبات خیلی دوست داشتی هر وقت که میخوردم هنوز از گلوم پایین نرفته تکونایی میخوردی که از روی دلم وا ضح و معلوم بود که داری تند تند دست و پا میزنی قشنگم اره گلم میخاستی بیای عشقم تو اینقد ...
نویسنده :
مامان فرنوش
4:52


